محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

202

خلد برين ( فارسى )

ذكر توجه رايت ظفر آيت شهريار بهرام قهر به صوب ولايت ماوراء النهر و وقايعى كه در خلال اين احوال روى نمود چون فصل زمستان به پايان رسيد و علم شعاع پرچم آفتاب انجم - حشم متوجه بيت الشرف خود گرديد شهريار جم اقتدار به تهيهء اسباب جشن نوروزى اشارت فرموده پيشكاران دولت و الا در فضاى جانفزاى حوض ماهيان كه بر بالاى خيابان دار السلطنهء هرات واقع است به بسط بساط انبساط پرداختند و مجلسى به رنگينى بزم بهار و جشن لاله‌زار ترتيب داده آن محفل خلد مشاكل را رشك نگارخانهء چين و غيرت خلد برين ساختند . و تخت‌آراى سرير كشورستانى در صباح نوروز سلطانى به آن بزم روحانى تشريف حضور ارزانى داشته انجمن افروزى را در آن روز فيروز چون شعشعهء آفتاب نورانى بر طاق بلند گذاشت . و چون در آن روز جهان افروز ساغر مرام مجلسيان آن بزم ارم نشان لبريز راح روح افزاى عنايت بىغايت شهريار گردون غلام گرديد و بزم ارم آئين پادشاه روى زمين به مسرت و خوشدلى تمام به انجام رسيد ديگر باره خيال جهانگشائى از خاطر انور سر برزده عازم تسخير ممالك ماوراء النهر گرديد و رايات ظفر آيات در سنهء سبع عشر و تسع مائه از بلدهء فاخرهء هرات متوجه آن ولايات شد . و چون ماهچهء اعلام موكب همايون پادشاه [ 42 ] ربع مسكون به ميمنه و فارياب رسيد و سلاطين اوزبك از توجه لشكر ظفر يزك « 1 » خبردار گرديدند تيمور سلطان بن شيبك خان كه بعد از قتل پدر بر تخت سلطنت سمرقند متمكن بود و عبيد خان برادرزادهء وى كه در بخارا حكومت مىنمود و جانى بيك سلطان كه بر ولايت كرميه و توابع والى بود به يكديگر پيوسته بعد از تقديم لوازم مشورت ، صلاح روزگار خود را در آن ديدند كه از در عجز و نيازمندى درآمده به

--> ( 1 ) - يزك - مقدمهء لشكر ، پيشقراول ( معين ) .